
《鲁拜集》364
شب نیست که عقل در تحیّر نشود
و ز گریه کنار من پر از در نشود
پر می نشود کاسه ء سر از سودا
هر کاسه که سر نگون بود پر نشود
哪一夜我的心不为世事震撼?
哪一夜热泪不浸透我的衣衫?
头颅如碗,装着不尽的愁绪,
愁绪不尽,因为这碗倒扣翻转。
《鲁拜集》365
رفتم بخرابات بایمان درست
زنّار مغانه در میان بستم چست
شاگرد خرابات ز بدنامی من
رختم بدرافکند و خرابات بشست
我直奔酒馆,心中充满崇高信仰,
把一条穆护的腰带系到腰上。
酒馆伙计不容我这声名狼藉之人,
撕破我的衣裳,洒水冲洗店堂。
《鲁拜集》366
چون باد بزلف او رسبدن مشکل
و زدست غمش عنان کشیدن مشکل
گفتند بدیده روی او نتوان دید
گر دیده ء ما ست دیده دیدن مشکل
不能像风吹入她的披肩发间,
不像收缰之马,收住对她的思念。
明明有眼 却看不到她的真容,
因为人看不到自己的眼。
《鲁拜集》367
غوّاصی کن گرت گهر می باید
غوّاصی را چند هنر می باید
سررشته بدست یارو جان بر کف دست
دم نازدن و قدم ز سر می باید
要捞取珍珠就得潜身海底,
潜身海底是一项精湛的技艺。
一切托付挚友,生死置之度外,
不停地探求,不惧肝脑涂地。
《鲁拜集》368
محبوب جمال خود بآدم بخشید
سرّ حرمش بیار محرم بخشید
هر نقد که در خزانه ء عالم بود
سلطان بکرم بجزو آدم بخشید
心上人赋予世人完美的天性,
对密友透露秘而不宣的隐情。
把世上宝库中的珍贵财产,
慷慨地交付到世人手心。
作者:奥马.海亚姆,张鸿年、宋丕方译
网友评论